انسداد تاریخی آموزش و پرورش در ایران – مسعود کوهستانی نژاد

اخیراً بار دیگر بحث پیرامون سیستم آموزش و پرورش و ناکارآمدی آن در ایران مطرح شده و گفتگوهائی را در این زمینه به وجود آورده است.[۱] با توجه به اینکه گستره آموزش در ایران بسیار فراتر از یک وزارتخانه خاص (آموزش و پرورش) بوده و از مهدکودک تا مراکز آموزش عالی را نیز دربر می‎گیرد، می‎باید از ناکارآمدی سیستم آموزش و پرورش در یک حالت کلی‎تر و با عنوان بن‎بست و یا معضل آموزشی در کشور یاد کرد. وجود چنین معضلی مورد پذیرش همگانی است، اما آنچه در این میان مهمتر می‎باشد پاسخ به سوالات زیادی در این زمینه است. از جمله اینکه ابعاد بن‎بست آموزشی در ایران چیست؟ چه عواملی در به وجود آمدن چنین بن‎بستی ذی‎دخیل بوده و هستند؟ بن‎بست آموزشی چگونه به وجود آمد؟ و آیا پدیده نوظهوری محسوب شده و یا دمل چرکین کهنه‎ای به شمار می‎رود؟ که برون‎رفت از آن، جز با یک جراحی بسیار سنگین امکان پذیر نیست؟

مشخص کردن چگونگی به وجود آمدن چنین پدیده‎ای در جامعه و بررسی آن، نیازمند مشخص کردن سوابق سیستم آموزشی جدید (در معنای عام آن) در ایران است که انجام چنین فرآیندی با بررسی مدارک تاریخی در خصوص نحوه ورود، گسترش و نهادینه شدن سیستم آموزشی جدید در ایران و آسیب‎شناسی آن سیستم، امکان پذیر است. در پرتو چنین بررسی‎ای، درون مایه و موانع ساختاری سیستم جاری آموزشی در ایران آشکار خواهد شد. در همین راستا یادداشت حاضر را به بحث کوتاهی در خصوص معرفی نمونه‎ای از انسداد تاریخی سیستم آموزشی در ایران اختصاص داده‎ایم.

موضوع این یادداشت، بررسی مدرکی پیرامون راه‎اندازی کلاس‎هائی برای ارتقاء سطح علمی فارغ‎التحصیل‎های مدرسه دارالفنون تهران در سال ۱۲۹۱ و یا به عبارتی ۱۰۵ سال قبل است. در آن سال، اولیاء وقت وزارت علوم و معارف اعلام کردند: « چون برای تحصیل علوم عالیه لازم است قبلا داوطلبان تحصیلات متوسطه کامله که به میزان تحصیلات متوسطه معموله اروپا باشد، تحصیل کرده باشند و به علاوه برای دخول [استخدام] در ادارات هم تکمیل تحصیلات متوسطه ناگزیر است»[۲] دو کلاس مخصوص در مدرسه دارالفنون افتتاح و شروع به کار کرده است.

به تعبیری دیگر چون فارغ‎التحصیل‎های آن زمان مدرسه دارالفنون به خودی خود و با تکیه به معلومات‎شان نمی‎توانستند وارد مدارس عالیه شده و یا در ادارات دولتی استخدام شوند، لذا وزارت علوم و معارف در نظر گرفت با تشکیل کلاس مخصوصی اقدام به رفع چنین نقیصه‎ای کند. چنین نقیصه و ناتوانی آموزشی را هنگامی می‎توان بهتر درک کرد که بدانیم برای ورود به آن کلاس مخصوص، فارغ‎التحصیل مدرسه دارالفنون می‎باید در امتحان ورودی شرکت می‎کرد که موضوع سوالاتی مشابه با این موارد را داشت: « امتحان زبان فارسی،  ترجمه عبارات ساده عربی و زبان فرانسه (معادل زبان انگلیسی حال) دیکته از عبارات ساده علمی و ترجمه آن عبارات، ریاضیات و حساب و اعمال اربعه در اعداد»

و اگر بخواهیم دقیق‎تر به مواد امتحانی مذکور نگاه کنیم به این نکته می‎رسیم که فارغ‎التحصیل آن زمان مدرسه دارالفنون تا اندازه‎ای سواد داشت که بتواند در امتحانی که از او می‎گیرند سوالات در باب چهار عمل اصلی ریاضیات (جمع و تفریق و ضرب و تقسیم) و عبارات ساده عربی را  جواب دهد؛ همین و بس. این یعنی سطح آموزشی مدرسه دارالفنون گل سرسبد مدارس ایران در آن زمان. مدرسه‏ای که  تا آن هنگام ۶۵ سال از فعالیت و حیاتش می گذشت؛ پایه گذار آن معلمین خارجی بوده و در سال‎های بعد نیز اساتید اروپائی در آن تدریس می‎کردند؛ ساختار کلی آن مدرسه را خارجی‎ها پی‎ریزی کرده و در ادامه نیز سیستم آموزشی آن عینا همان سیستم آموزشی رایج در اروپا بود. پس چرا بعد از ۶۵ سال به چنین وضعیت دچار شده بود؟ مگر بهترین معلمین و مدیران آن روزگار ایران در مدرسه دارالفنون مشغول به کار نبودند؟ مگر به غیر از فرزندان متمول‎ترین خانواده‎های ایرانی، کسی دیگری به دارالفنون راه داشت؟ پس چرا باید مواد امتحانی آنها در پایان فارغ التحصیلی‎شان در حد چهار عمل اصلی ریاضیات و ترجمه عبارات ساده عربی و فرانسوی باشد؟

مسلماً این پدیده، نمودی از یک انحطاط در سیستم اجرائی جدید آموزشی در ایران است که ۱۰۵ سال پیش خودش را نشان داد ولی دست اندرکاران و متولیان آن سیستم، به جای حل مشکل، تلاش کردند آن را با سیاست‎هائی همچون گسترش بی رویه مدارس، تاسیس مدارس عالی، استخدام رو به گسترش در ادارات دولتی بر مبنای مدارک همان مدارس و آموزشکده ها، بپوشانند. ولی علیرغم تلاش آن متولیان رسمی، معضل مذکور در طول افزون بر یک قرن گذشته هرازچندگاهی با شدت و عمق بیشتر خودش را نشان داد ولی چشم بینائی برای دیدن آن وجود نداشت. تا اینکه ریشه های سرطانی آن معضل، سیستم آموزشی را به طور کامل قفل و آن را دچار فلج و روز مرگی کرد.

[۱] – از جمله ر.ک: پایگاه خبری عصر ایران در ماه خرداد ۱۳۹۶

[۲] – تصویر این مدرک در بخش بانک مدارک تاریخی سایت تاریخ یاد و ذیل  عنوان « مدرسه دارالفنون » قرار دارد.

برای مطالعه بیشتر ر.ک: آمار مدارس پسرانه و مکتب خانه های تهران در سال ۱۲۹۰ 

نگاهی کلی به دستاوردها اعزام دانشجو به خارج در دوره قاجار

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

یک دیدگاه در “انسداد تاریخی آموزش و پرورش در ایران – مسعود کوهستانی نژاد”

  1. معصومه گفت:

    ممنون بسيار جالب بود

پاسخ دادن به معصومه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *