رونوشتی از مقدمه کتاب «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» دومین کتاب زهرا تاج السلطنه

عنوان و نویسنده کتاب: سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی همراه با ملاحظاتی پیرامون سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی و تاج السلطنه –  مسعود کوهستانی نژاد

فهرست کتاب:

مقدمه

بخش نخست:

سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی همراه با ملاحظاتی پیرامون سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی و تاج السلطنه

بخش دوم:

متن کامل «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی»

رونوشت از مقدمه کتاب آقای مسعود کوهستانی نژاد را در اینجا می خوانیم:

هنگامی که برای نخستین بار با مجموعه ای با عنوان «سرگذشت ایام» که به شکل مسلسل در پاورقی روزنامه کوشش در سال ۱۳۰۶ چاپ می شد، برخورد کردم. به سرعت مجذوب متن زیبا و عمیق آن شدم. نخستین آشنایی به ۹ سال قبل در بهار ۱۳۸۳ باز می گردد. در هنگام پژوهش در مندرجات مطبوعات سال های نخستین سلطنت رضا شاه، با پاورقی های مزبور که در یک صد و بیست شماره از روزنامه «کوشش» چاپ شد، آشنا شدم. همچون دیگر مطالب مشابه، به مرور نخستین شماره آن نشسته و نه همچون دیگر مطالب مشابه که با مرور قسمت های اول و دوم آنها، تنها به تهیه فیش های تحقیقاتی از آنها بسنده کردم، «سرگذشت ایام» یا آن گونه که صراحتاً نویسنده مزبور به آن نام نهاده «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» شدیداً مرا به خودش جذب کرد. سرگذشت شاهزاده ای قاجار که با قلم فاخر خود و به زیبایی هر چه تمامتر، ضمن شرح خاطراتش، بسیاری از مسائل اجتماعی و فرهنگی عصر خود را مورد بررسی قرار داده است. زیبایی متن از یک سو و دردمندی و منطق قوی نهفته در چند نامه و یادداشت از نویسنده آن متن که به هنگام انتشار سرگذشتش، در همان روزنامه چاپ شد و نشان دهنده زنده بودن و حساسیت فوق العاده او به نظریات دیگران در مورد آثارش بود سبب بالا رفتن میزان علاقه ام به متن مذکور شد. شعر او را بارها و بارها خوانده و به دل سپردم:

فریاد   زبیداد تو ای چرخ جفاکار                             کاز جور تو هر دل به بلاییست گرفتار

هر جا که دلی در  طلب یار   آمد                               یار از کف دل بردی و عاشق ز دل یار

چندی پی دل گرد جهان گشته که شاید                  جوییم  دل  گمشده  در خلج و  تاتار

با بلبل شیدا پی دل رفتم و دیدم                          از دل خبری نیست بهر گلشن و گلزار

ورد سخنم بود دل ای دل به کجایی                      آگه نشدم عاقبت از دلبر و دلدار

می مردم از این غصه اگر عشق نمی گفت                دل خون شده زاندیشه کشور بی بار

ای زاده سیروس از این بیش تو مپسند                   گویند به مرگ است چنین قوم سزاوار

آگاهی از عدم انتشار آن متن به صورت کتاب بعد از سال ۱۳۰۷ و در دسترس دیگران نبودن متن و از همه مهم تر شخصیت پنهان نویسنده آن، انگیزه ای قوی برای گردآوری پاورقی ها و تدوین آنها در یک کتاب در اینجانب ایجاد کرد. بنابراین به سرعت به نسخه برداری از پاورقی ها و نیز نظرات دربارة آن و نامه ها و یادداشت های نویسنده، اقدام کردم. این مجموعه در اواخر سال ۱۳۸۳ آماده شد و از آن زمان در تلاش برای نشر آن برآمدم ولی هر بار به دلیلی، این مهم میسر نشد؛ و چه خوب شد که میسر نشد تا امکان مروز چند باره آن متن که هر از چندگاهی برای من دست می داد، فراهم شود. هربار مرور متن «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» سبب آشنایی بیشتر با زوایای پنهان و عمق نظرات موجود در آن می شد. به همین جهت هنگامی که در روزهای پایانی سال ۱۳۹۱ پیشنهاد چاپ و انتشار متن مزبور به صورت یک کتاب، با استقبال جناب محمود صدری مدیر انتشارات دنیای اقتصاد روبه رو شد، در صدد تالیف متن دیگری در ابتدای آن سرگذشت برای معرفی و بررسی نظرات، اندیشه ها، آراء و افکار نویسنده نامعلوم سرگذشت، برآمدم. اما هنوز سوال مهم بی پاسخ مانده بود و پاسخی در خور متن سرگذشت را می طلبید؛ نویسنده کتاب کیست؟ با چه انگیزه ای تمام تلاشش را برای پنهان ماندن نامش به کار بست؟ برای یافتن پاسخ سوالات، تلاش جدی به انجام رسید که نتیجه آن در بخش اول مکتاب حاضر منعکس شده و در نتیجه آن مشخص شد نویسنده متن سرگذشت، کسی جز شاهزاده تاج السلطنه دختر پرآوازه ناصرالدین شاه نیست که در زمان ما کتاب خاطراتش چندین بار چاپ شده است.

زهرا تاج السلطنه متولد سال ۱۳۰۱ قمری/۱۲۶۱-۱۲۶۲ فرزند ناصرالدین شاه و توران السلطنه دختر پسر عموی شاه بود او را در سال های ابتدایی زندگانی اش به شوهر دادند و مراسم عروسی اش در سن ۱۲-۱۳ سالگی در تهران برگزار شد. ازدواج اجباری در چنین سن و سالی با یک نوجوان نظیر خودش (حسن خان شجاع السلطنه فرزند محمد باقر خان سردار اکرم)، با طبع سرکش و شاهزاده منشی تاج السلطنه نمی توانست دوام چندانی بیابد و دوام نیز نیافتو بالاخره بعد از چندین سال کشمکش به دنیا آوردن سه فرزند، سه بار خودکشی و یک بار سقط جنین، او را در فاصله کوتاهی پس از آن و در اوایل سال ۱۳۲۶ قمری/۱۲۸۷ بار دیگر قوللر آقاسی باشی ازدواج کرد. این ازدواج نیز دوامی نیافته و عمر آن در همان سال به پایان رسید. از این به بعد تاج السلطنه که از هنگام اوج گیری اختلافاتش با شوهر اول، به دگرگون زندکی کردن نسبت به زنان دیگر جامعه، روی آورده و تلاش نافرجامی هم برای سفر به اروپا انجام داد، وارد مرحله جدیدی از حیاتش شد که احتمالاً تا نگارش خاطراتش در سال ۱۳۳۲ قمری/اواخر ۱۲۹۲-اوایل ۱۲۹۳ ادامه یافته است. مستندات و مدارک موجود در آرشیو (اسناد) ملی ایران، پرتویی برزندگانی او در سال های دهه ۱۲۹۰ می اندازد. مدارکی دال بر اقامه دعاوی حقوقی از سوی تاج السلطنه و به نتیجه نرسیدن آنها. مکاتبات او با رئیس الوزراهای وقت در سال های ۱۳۰۰-۱۳۰۱ برای دریافت مقرری قانونی اش، قبل از سفر به عتبات بود. سفر در اواسط ۱۳۰۱ انجام شد و چندان طولانی نبود. احتمالاً  تنگناهای شدید مالی به او اجازه حضور بلند مدت در عتبات را نمی داد. پس از آن در اندیشه تالیف و تدوین کتاب خاطرات شاهزاده خانم ایرانی بر مبنای دست نویس خاطراتش برآمد. متن مزبور در سال ۱۳۰۶ آماده و از اواخر پاییز آن سال به شکل پاورقی در روزنامه کوشش چاپ شد. با توجه به حجم کتاب، تالیف و تدوین آن می باید از حدود سال ۱۳۰۳-۱۳۰۴ شروع شده باشد. از فعالیت ها و چگونگی زندگی تاج السلطنه در سال های پس از ۱۳۰۷ اطلاعی در دست نیست. تاکیدهای مکرر او در کتاب حاضر دربارة وجود حجم وسیعی از نوشته هایش، این امید را زنده نگه می دارد که در آینده بتوان بخش های دیگری از نوشته های او را یافت. تاج السلطنه در اول ذی القعده ۱۳۱۴ قمری در تهران در گذشت. او که روزگاری تاج سر شاهان بود و در اوج ناز و نعمت زندگانی می گذرانید در گمنامی زندگی را وداع گفت و در قبرستان ظهیرالدوله (مجاور امامزاده قاسم در شمال میدان تجریش تهران) به خاک سپرده شد. متن سرگذشت شاهزاده خانم، به رغم حجم زیاد آن، به طور کامل به پایان نرسید و در اوایل جلد دوم به ناگهان قطع می شود. قطع ناگهانی چاپ سرگذشت دقیقاً در جایی که خاطرات تاج السلطنه نیز به پایان رسیده به نوبه خود مهر تایید دیگری بر وابستگی آن دو متن به یکدیگر و واحد بودن نویسنده هر دوی آنها است. با مشخص شدن هویت نویسنده سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی، جست و جو برای یافتن پاسخ سوالاتی از قبیل علت تلاش تاج السلطنه برای پنهان ماندن نامش دو چندان گردید. از سویی دیگر او از عنفوان جوانی اش تا به هنگام مرگ و از آن زمان تاکنون در معرض دو جریان مخالفش قرار داشته است. نخستین آن دو سیل تهمت ها و افتراء های غیر اخلاقی و شنیعی است که هر از چندگاهی به او زده می شد. تاج السلطنه در خاطراتش به نیکی از علت و انگیزه تهمت زنان مزبور پرده بر می دارد ولی خاطرات در سال ۱۲۹۲-۱۲۹۳ نوشته شده و از آن زمان تاکنون و طی یک قرن اخیر هم تهمت های مورد بحث حتی با شدت بیشتر به سویش روان است.

دویمن جریان مخالف تاج السلطنه، در مورد خاطراتش است. از زمان حیات او تاکنون، منتقدان هر از چند گاهی با طرح اشکالات و ایراداتی، در تلاش برای اثبات جعلی بودن آن خاطرات بر می آیند. با توجه به این که یکی از علل اصلی اصرار شدید تاج السلطنه بر پنهان ماندن نامش می توانست سیل تهمت های مزبور بوده و نیز کلید شناسایی نویسنده سرگذشت، در اصالت  متن خاطرات و نیز تشابه کامل ساختاری و موضوع های مورد توجه متن سرگذشت با متن خاطرات است، از این رو ادعای مجعول بودن خاطرات می بایست بررسی شود. این بررسی انجام شد و در نتیجه آن اصالت متن خاطرات تائید شد. بنابراین، محتوای کلیت کتاب در پیش روی در چهار محور ذیل تمرکز یافته است.

۱- ارائه متن کامل«سرگذشت شاهزاده خان ایرانی»

۲- شناسایی هویت نویسنده سرگذشت؛

۳- بررسی عللی که سبب شد تاج السلطنه اصرار در پنهان ماندن نامش به هنگام انتشار روزنامه ای سرگذشت داشته باشد؛

۴- عیار سنجی اظهارات مدعیان مجعول بودن خاطرات تاج السلطنه

البته سخن گفتن از زندگی تاج السلطنه، دقایق و لحظات آن و مراحل تکامل شخصیتی او نیازمند کتابی جداگانه است. او وجود منحصر به فردی در تاریخ معاصر ایران محسوب می شود؛ کسی که در اوج تنعمات دنیوی و در حرم سلطنتی پای به عرصه وجود نهاد و در ناز و نعمت کامل رشد کرد، در کوران حوادث روزگار به جایی رسید که برای دریافت مقرری ناچیز قانونی خود از دولت، ناچار شد نامه هایی دردمندانه به رئیس الوزراهای وقت که در ایام کودکی اش جزء رجال درجه چندم درگاه پدر و برادرش بودند بنویسد. تاج السلطنه در بحرانی ترین مقاطع تاریخ چند قرن اخیر ایران می زیست. بحران های بسیار عمیق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی تاثیر مستقیم بر شگل گیری  شخصیت او، انتخاب هایش، رفتار و افکارش باقی گذاردند. شیوه زندگی اش، بی پروایی اش در سخن گفتن و اظهار نظر کردن، آزاد اندیشی و آزاد منشی اش، او را در معرض ناجوانمردانه ترین تهمت ها قرار داده اند؛ آن هم دز جامعه آن روزگار ایران. ولی همه آن تهمت ها و تنگناهای شدید مالی نتوانستند عزم آن بانوی آزرده دل را برای نگارش آثاری همچون «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» متزلزل کنند. سرگذشت شاهزاده خانم بیش از اینکه در بر گیرنده خاطرات او از ایام حضورش در قصر سلطنتی باشد، حاوی نظرها، آراء و عقاید تاج السلطنه دربارة مهم ترین مسائل فرهنگی و اجتماعی دوره او و به ویژه وضعیت زنان در ایران است. این سرگذشت به دلیل داشتن ساختاری روایی- داستانی و ارائه نظرها و همچنین از منظر طرح عقاید و نظرات و مباحث عمیق اجتماعی و فرهنگی، سرگذشت شاهزاده خانم در بین کتاب های منتشر شده تا سال ۱۳۰۶ و نیز رساله های فراوانی که تا آن سال نوشته شده و طی دهه های بعدی چاپ و منتشر شدند کاملاً ممتاز بوده و از جایگاهی بس رفیع تر برخوردار است. حال اگر این مقایسه را به آثار به جای مانده از زنان در ایران محدود کنیم، حتی در دهه های پس از فوت تاج السلطنه نی ز هیچ گاه متابی که قابل مقایسه با سرگذشت شاهزاده خانم باشد، یافت نمی شود.

کتاب حاضر در دو بخش کلی ترتیب یافته است:

۱- ملاحظاتی درباره«سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی»  و تاج السلطنه

۲-متن کامل «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی»

فراهم آوردن این مجموعه جز با همکاری و مساعدت مسئولان محترم انتشارات دنیای اقتصاد و به ویژه جناب محمود صدری که علاوه بر زحمات معمول، با دقت و حوصله فراوان، اغلاط و ابهامات را مشخص کرده، میسر نمی شد. در همین جا کمال سپاس و تشکر خود را از همراهی آننها ابراز می دارم.

مسعود کوهستانی نژاد

شهریور ۱۳۹۲

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “رونوشتی از مقدمه کتاب «سرگذشت شاهزاده خانم ایرانی» دومین کتاب زهرا تاج السلطنه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *