عدالت اجتماعی در سال 1355 به روایت کارمند دولت،تقی مرغی بهبهانی

سال ۱۳۵۵ سال ویژه ای در دوران سلسله پهلوی در ایران است. زمانی که حکومت و دولت ادعای رسیدن به اوج قدرت و اقتدار را در طول تاریخ معاصر ایران داشتند. حزب رستاخیز در اوج قدرت خود به سر برده و اندیشه فراگیر رستاخیزی، در حال تجربت پیروزمندانه نخستین آزمون‎های خود در ایران بود. مقامات مسئول از بالاترین سطوح تا پائین‎ترین سطوح، همگی مدعی رونق و رشد اقتصادی در ایران آلبته به طرز شگف انگیز آن بودند. تمامی صفحات روزنامه‎ها، مجلات و مطبوعات، تمامی بلندگوهای رادیوها، تلویزیون‎ها و دیگر وسایل ارتباط جمعی، مجبور به بیان رونق اقتصادی، عدالت اجتماعی و اجرای سیاست‎های داهیانه‎ای بود که توسط حکومت تعیین و به وسیله بازوهای حکومت و دولت به مورد اجرا گذارده می‎شد. چهره رسمی و دولتی ترسیم شده از ایران، خندان و شاد بود. اما در زیر این لایه ضخیم تبلیغاتی، آنچه در حیات اجتماعی و اقتصادی ایران به چشم میخورد و گهگاه و به ندرت گزارش نمونه‎هائی از آنها در خلال صفحات و لابلای سطور گمشده صفحه‎ای در یکی از نشریات، چاپ می‎شد، بیانگر عمق فاجعه بی‎عدالتی اجتماعی در آن روزگار ایران است. بی‎عدالتی‎هائی که در تبلیغات سیاسی آن سال‎ها و نیز نگرش‎های سیاست‎زده تحلیل‎گران وقایع عصر پهلوی در پس ازانقلاب، جائی برای بیان آنها پیدا نشد. نمونه‎ای از این گونه موارد را با هم مرور می‎کنیم.

در سال ۱۳۵۵ نامه تقی مرغی یکی از کارمندان پست بهبهان در روزنامه‎ای چاپ شد. او دردمندانه نوشت: « پانزده سال تمام است در [اداره] پست بهبهان کار می‎کنم. در تمام این مدت به هر قیمتی بود مبلغی از حقوق ناچیز خود را پس انداز می‎کردم تا شاید انشاء‎الله آلونکی برای خود بسازم. سرانجام بعد از پانزده سال تلاش و کوشش و یک پس انداز مستمر، توانستم قطعه زمین کوچکی در یک نقطه پرت [بهبهان] خریداری کنم. با هزار امید و آرزو به بانک مراجعه و تقاضای وام برای احداث خانه کردم. ولی در جواب تقاضای من گفتند چون بیمه نشده‎ای نمی‎توانیم به شما وام خانه بدهیم.

اینک مانده‎ام حیران که با ماهی ۶۰۰۰ ریال [ششصد تومان] حقوق، با کرایه خانه و مخارج روزمره چکنم؟ از طرفی بعد از پانزده سال خدمت، هنوز مرا بیمه نکرده‎اند. لذا از مقامات مسئول تقاضا دارم یا مرا بیمه کنند یا بانک وامی به من بدهد تا بتوانم آلونکی برای خود بسازم و از شر خانه بدوشی و گرفتاریهایش نجات یابم.     بهبهان- تقی مرغی»

مفاد نامه تقی مرغی حاکی از این بود که

۱- کارمند اداره پست که یک اداره دولتی محسوب می‎شد، علیرغم پانزده سال خدمت و انجام وظایفش، از سوی کارفرما که یک اداره و موسسه دولتی بود، بیمه نشده بود. این موضوع بر خلاف کلیه مقررات قانون کار در ان زمان و نیز کنوانسیون‎های بین‎المللی کار که دولت ایران به عضویتش مباهات می‎کرد، بود.

۲- کارمند پانزده ساله اداره دولتی، آن هم در شهری مثل بهبهان، هنوز مستاجر بوده و طبعا با چند سر عائله به درد «چکنم؟» دچار بود.

۳- پس از پانزده سال خدمت و کار در یک اداره دولتی، حقوق فرد کارمند تنها شش هزار ریال و یا ششصد تومان (معادل ۹۰ دلار به نرخ آن روز) بود. برای اینکه میزان دریافتی کارمند مذکور را متوجه بشویم لازم به تذکر می‎داند در همان زمان اجاره یک اتاق در محله قدیمی تهران (عودلاجان) بین ۳۵۰ تا ۸۰۰ تومان بود و برای همین چند نفر مهاجر یک اتاق را با هم اجاره کرده و به طور متوسط هر یک حدود دویست تومان ماهانه اجاره می‎دادند.

۴- یکی از گسترده‎ترین تبلیغات رایج در آن زمان، از سوی بانک‎ها برای دادن وام انجام می‎شد. اما برای اعطای وام از سوی بانک‎ها، شرایط ویژه‎ای لازم بود. از جمله شرایط اعطای وام خرید خانه از سوی بانک رهنی ایران (یکی از بزرگ ترین بانک های سازنده خانه و آپارتمان در تهران از جمله آپارتمان های کوی آپادانا (بیمه) در غرب تهران) به این ترتیب بود که متقاضیان باید: « گواهی استخدام در موسسات دولتی و یا خصوصی و یا فتوکپی دفترچه بیمه که حاکی از خدمت شش ماهه قبل متقاضی» باشد را ارائه داده تا بتوانند تقاضای وامش مورد رسیدگی قرار گیرد.

۵- با توجه به شرایط اعطای وام، طبیعی بود که کارمند پانزده ساله اداره دولتی در سال ۱۳۵۵ نتواند وامی برای خرید خانه دریافت کرده و همچنان با ماهی ششصد تومان حقوق (حدود ۹۰ دلار در ماه) به زندگی با چند سر عائله ادامه دهد.

                                                                         مسعود کوهستانی نژاد

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “عدالت اجتماعی در سال ۱۳۵۵ به روایت کارمند دولت،تقی مرغی بهبهانی”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *