قسمت دوم از مقاله «اندیشه و خیال در رمانتیزم مشروطیت» -مروری بر هنر عصر مشروطه

ادامه مقاله

پس از آشنائی کلی با روند شکل گیری هنر عصر مشروطیت، بحث خود را در چارچوب موضوع مورد اشاره در عناوین مقاله، یعنی «اندیشه و خیال در رمانتیزم مشروطیت» ادامه می دهیم. از منظر اندیشه، با توجه به آشنائی و ممارست هنرمندان عصر مشروطیت با هنر و ادبیات قرون هیجده و نوزدهم اروپائی، نگرش حاکم بر آن هنرمندان، انسان گرئی و اومانیسم بود. هسته مرکزی اندیشه مذکور (در چارچوب هنر) انسان و رها شدن او از قید و بندهای اجتماعی، فرهنگی و مذهبی سنتی حاکم بر اجتماع است. انسان جستجو گر، انسانی که درصدد باز تعریف خود در جهان هستی، در جامعه و در میان گروه های اجتماعی است. انسان رها شده و یا در حال رها شدن، انسان شورش گر بر روابط اجتماعی ظالمانه ای که بزرگ ترین قید و بندها را بر انسان ها می زد؛ انسانی که در صدد و آرزومند باز تعریف جایگاه خود در هستی و باز تعریف رابطه خود با مذهب، دین و خداوند بود. انسانی که به اجتماع، جامعه و فرد فرد انسان های دیگر توجه کرده و تغییر شرایط انان را در وجه همت خود قرار داده و بالاخره مهمترین و اصلی ترین آرمانش، آزادی بود. او دولت (به معنای اعم آن) را در نازل ترین سطح اختیاراتش قبول کرده و افزون بر آن را به عنوان تعدی به حیطه «انسان» و «جامعه» تلقی می کرد و به همین سبب هر گونه وابستگی به دولت (به عنوان یک هنرمند و آفرینش هنری) را مذموم می شمرد. هنرمند عصر مشروطیت عصیان گر بود. عصیان علیه بی عدالتی ها، علیه قید و بندهائی که ناعادلانه می پنداشت. او از عدم فهم جامعه از خوش، از دردمندیهایش و از آرمان ها و آرزوهایش شکایت داشت و بر علیه آن می شورید. در این میان عشق، عشق به انسان به معنای کلی ان و عشق به جنس مخالف، به عنوان یکی از مهمترین پشتوانه های هنرمند عصیان زده در شورشش علیه بی عدالتی ها و قید و بند های رایج در جوامع انسانی مطرح بود. در تمامی رمان های فارسی عصر مشروطیت همچون عروسی مهر انگیز (یحیی میرزا)  نیرنگ سیاه ( بردگان سفید) از ملک الشعرای بهار و یا غیاث خشتمال از ابوالقاسم سروش (حرباء)، عشق به معنای رمانتیک آن، هسته مرکزی رمان را تشکیل داده و حوادث و رویدادهای دیگر، حول آن موضوع شکل می گرفت.

در چنین چارچوب فکری، خیال، رویاهای و آرزوهای هنرمند عصر مشروطیت شکل می گیرد. او در خیال یک جامعه خالی از بی عدالتی است. او آزادی را عصاره ایداه آل هایش می داند؛ او در آرزوی وصال به معشوق گام برداشته و سختی ها و رنج های بی شمار را تحمل می کرد. مبارزه با زیاده طلبی حاکمان و دولتها را وظیفه و رسالت خود دانسته و در این راه از بذل جان دریغ نمی کرد. خیال هنرمند عصر مشروطیت، ازادی بود، خیال او عدالت، عشق و محبت بود و این خیالات و آرزوها، عناصر اصلی آثار هنری انان را تشکیل می دادند.

اندیشه و خیال هنرمندان عصر مشروطیت، مشابه با اندیشه حاکم بر هنرمندان عصر رمانتیک اروپا در قرون هیجدهم و نوزدهم بود. بدین لحاظ هنر عصر مشروطیت را می توان به عنوان عصر رمانتیزم در هنر ایران قلمداد کرد. ویژگی ها و خصوصیات این دوره از هنر ایران، به طور کلی با ویژگی ها و خصوصیات آثار هنری قبل از ان متفاوت است. همچنان که ان خصوصیات با گرایش هنری رایج در ایران پس از سال های ۱۳۰۵ به بعد نیز کاملا متفاوت می باشد. از ان زمان به بعد گرایش غالب در هنر ایران، گرایش دولتی- ایدئولوژیکی شداندیشه دولتی حاکم بر هنر ایران در عصر رضا شاه، در دهه های بعد با گرایشات ایدئولوژیکی ترکیب شده و جهت دهنده هنرمندان در خلق آثار هنری شد. بدیهی است چنین اندیشه ای در تغایر با اندیشه هنر عصر مشروطیت قرار داشت.

فراز پایانی مقاله حاضر را می باید به فرجام درداور هنرمندان و آثار هنری عصر مشروطیت اختصاص داد. هنر مشروطیت محصول خلاقیت ها و فعالیت تعداد زیادی از هنرمندانی بود که سرنوشت نافرجامی در زندگانی یافتند. شاید بتوان صدها اثر نقشی و کاریکاتوری را در آن دوره معرفی کرد که فاقد هنرمندان نقاش آنها، ناشناس هستند و کمترین نشانی از آنها در دست نیست. اغلب رمان نویسان عصر مشروطیت در فقر و انزوا خاموش شدند. از یحیی میرزا تا ابوالقاسم سروش بزرگ ترین رمان نویس آن دوره که در نهایت انزوا در رشت زیست و هیچ گونه ثری از محل دفن او و حتی تاریخ فوتش در دست نمی باشد. از حسن مقدم، ان بزگ هنرمند نامدار ایرانی در جهان که در سوئس و در غربت درگذشت، تا «تاج سر دوران» بانو تاج السلطنه خالق کتاب های «خاطرات» و «شاهزاده خانم ایرانی» که در اوج عصر رضاشاه و فعالیت کانون های رنگارنگ فرهنگی، در انزوای مطلق درگذشت و بالارخ از تجسم شور و هیجان و تجلی روح هنر مشروطیت در قالب شعر، یعنی سید اشرف الدین حسینی (نسیم شمال) که در فقر و فلاکت زیست و آزادگی اش را حفظ کرد و در نهایت در گوشه ای از دارالمجانین دارفانی را وداع گفت تا آن بزرگ هنرمندانی که داستان های کوتاه‎شان انگشت حیرت را بر دهان منتقدان ادب فارسی (حلقه برلین) فرو برد و در گمانی به سر بردند و یا در تعارض با قیدو بندهای اجتماعی تحمل را از دست داده و خودکشی کردند. (رضا طباطبائی) آنان همگی از سرآمدان رمانیزم عصر مشروطیت محسوب می شوند. اما دردآورتر از نوع زندگانی و فرجام کار انها، رفتاری است که با آثار ان هنرمندان در دهه های بعد از سوی اصحاب مدرسه ای و به اصطلاح تاریخ ادبیات نویسان و یا ارگان های خود متولی خوان دولتی (از جمله فرهنگستان ایران) با آن هنرمندان شد. گرایشات دولتی و ایدئولوژی حاکم بر ان گروه اصحاب مدارس نظامیه ای (خوانده شود دانشگاه ها) و نهادهای دولتی ذیربط، مانع از توجه به هنر عصر مشروطیت و هنرمندان و آثار به جای مانده از انان شد. بدین ترتیب به وقیحانه ترین شکلی رمان «غیاث خشتمال» تبدیل به « تاتر غیاث خشتمال» شده و نام مولف آن نیز تغییر کرد.[۱]  از سوئی دیگر در هیچ یک از کتاب هائی که درشرح احوال هنرمندان ایران در دوره معاصر تالیف شده اشاره ی به بخش عمده ای از آن هنرمندان دوره نشده است. شاید کمتر ادب دوست ایرانی خبر از رمان زیبای نیرنگ سیاه ملک الشعرای بهار داشته باشد؛ رمانی که حتی خود مولفش نیز به دلایلی تمایلی بر یاد نمودن از ان را نداشت. بدین ترتیب رمانتیزم عصر مشروطیت در پشت ابرهای سیاه پنهان ماند و ایرانیان از دسترسی به بخش مهمی از میراث هنری گذشتگانشان محرم شدند.

سخن گفتن از چگونگی شکل گیری هنر عصر مشروطیت، نحوه بالندگی و تکامل آن و بالاخره عوامل افول آن نیازمند کتابی مستقل است و در چارچوب مقاله حاضر، تنها امکان اشاراتی به آن مباحث فراهم شد. با امید به اینکه بتوان با کالبد شکافی هنر مشروطیت به شناختی جامع تر از ان دست یافت، مقاله حاضر را با ارائه یکی از داستان های کوتاه تالیف شده در ان دوره به پایان می‎برم.

[۱] – به همین دلیل در نخستین باز نشر آن رمان توسط اینجانب در مجموعه رمان های فارسی نویس عصر مشروطیت، نیز نام نویسنده رمان مذکور عیسی سروش ذکر شده و البته در همان جا نیز این احتمال مطرح شد که او نمی تواند نویسنده رمان مذکور باشد. ولی تحقیقات بعدی نشان داد که نویسنده رمان غیاث خشتمال، قطعا ابوالقاسم سروش ملقب به حرباء است که احتمالا در حدود سال های ۱۲۹۸- ۱۲۹۹ در حوالی رشت درگذشت.

مسعود کوهستانی نژاد

پایان

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “قسمت دوم از مقاله «اندیشه و خیال در رمانتیزم مشروطیت» -مروری بر هنر عصر مشروطه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *