سلطان عثمانی و نصایح بوذرجمهر حکیم

قسمت پنجم: چکیده‎ای از گزارش «دری افندی» فرستاده عثمانی از ایران عصر شاه سلطان حسین صفوی- ۵  ۱۱۳۳قمری/ ۱۰۸۸/ ۱۷۱۹

بعد از چند روز باز شاه [سلطان حسین صفوی] ما را به مجلس خود دعوت کرد. بعد از صرف شیرینی و شربت، شاه ما به نزدیک طلبید و گفت: چه می‎کنید؟ حالتان خوب و مزاجتان خوش است؟ در عمارت و منزل خود محظوظ هستید؟

گفتم: بلی شاهم! الحمدالله تعالی

گفت: خنکار [سلطان عثمانی] در مقر سلطنت شان می‎نشینند یا اینکه به صید و شکار می‎روند؟

گفتم: خیر شاهم! به شکار نمی‎روند.

گفت: شکار کوه هم نمی‎کنند؟

گفتم: چرا! شکار کوه می‎کنند.

خندید و گفت: که والد ماجد و برادر امجدشان [سلاطین قبلی عثمانی] به صید و شکار مایل بودند، ایشان چرا نمی‎کنند؟ خاصه که شکار از شئونات ملوک عظام است.

گفتم: شاهم! پادشاه شوکت‎مآب ما در زمان شاهزادگی به تحصیل معارف سعی زیادی نموده، خصوصا در تاریخ و آثار ملوک گذشته سعی بلیغ داشته اند. روزی در تاریخ دیده بودند که انوشیروان از بوذرجمهر حکیم می‎پرسد که از اقسام شکار کدام یک از همه بهتر و لذیذتر است؟ بوذرجمهر جواب می‎دهد که شکار کردن قلوب رعایا و اهالی از همه شکارها لذیذتر و  فایده‎اش در عقبی [آخرت] بیشتر است. [سلطان ما، عثمانی] بعد از وقوف به این کیفیت در میان خود و خدا عهد میکند که اگر جلوس‎شان به تخت عالی تخت عثمانی میسر شود، قطعا در هوای صید و شکار نبوده و در تعمیر قلوب و ترفیه احوال رعایا و اهالی [سعی] بشود. از ان جهت به شکار میل و رغبت نمی‎کنند.

شاه خیلی تمجید و استحسان نموده و گفت: پس چه مشغولیاتی دارند؟

گفتم: شاهم! هفته‎ای دو روز در قبة عالی دیوان عموم وزراء و علماء و رجال دولت و ارباب مصالح روئیت می‎نمایند. گاهی هم به کتابخانه‎ای که خودشان بنا و احیاء نموده‎اند، تشریف برده، شیخالاسلام و صدرین محترمین و سایر علماء جمع شده، تفسیر شریف و احادیث نبوی مذاکره میکنند و از پشت قفس استماع می‎فرمایند و مستفیذ می‎شوند.

گفت: سه روز باقی را با چه مشغولیتی می‎گذرانند؟

گفتم: روز جمعه که عید مومنین است، وضو گرفته، به جامع رفته، بعد از ادای نماز ظهر و عصر و نماز جمعه با جماعت، قریب دو ساعت موعظه استماع می‎فرمایند. بعد از آن به مقر سلطنت مراجعت می‎کنند. روز شنبه هم وزیر اعظم را خواسته، آنچه امورات متعلق به دولت و ملت باشد، به حضورشان عرض و به اقتضای هر امری، اتمام آن را امر می‎دهند. روز چهارشنبه هم بعد از ادای نماز، آنچه تیرانداز و تفنگ انداز در رکاب همایون هست، تا ظهر تیراندازی می‎کنند و آنها تماشا می‎نمایند. بعدازظهر هم ملاحان در میدان بحریه بازی و تیراندازی می‎کنند و به سیر آنها مشغول می‎شوند.

 [شاه سلطان حسین] اینها را که شنید زیاده از حد به وزیر اعظمش تعریف و توصیف و استحسان نمود و [به من] گفت: من در تمام روم [عثمانی] مثل شما فارسی‎دان ندیده و نشنیده‎ام. شما خوش آمدید و صفا آوردید.

بعد از صرف شیرینی و شربت، نهار آوردند. در بین نهار نقاره می‎زدند. بعد از ختم مجلس به عمارت خود مراجعت کردم.

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “سلطان عثمانی و نصایح بوذرجمهر حکیم”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *