معرفی رمان غیاث خشتمال از مجموعه ادبیات عصر مشروطیت

معرفی رمان غیاث خشتمال از مجموعه ادبیات عصر مشروطیت

رمان غیاث خشتمال جلد سوم از کتاب های مشروطیت ایران و رمان فارسی نوشته مسعود کوهستانی نژاد است که در سال ۱۳۹۵ توسط انتشارات دنیای اقتصاد چاپ شده است که بهتر دیدم مقدمه خود کتاب را که بیشتر راجع به نویسنده است را در اینجا بیاورم تا علاقمندان به این رمان به خواندن خود رمان راغب شوند.

غیاث خشتمال نویسنده عیسی سروش

درباره نویسنده:

میرزا عیسی خان رشتی که به دلیل انتشار جریده سروش رشت در اوان پیروزی سیاسی انقلاب مشروطه، به میرزا عیسی خان سروش ملقب شد، از جمله نویسندگانی بود که در رویداد و حوادث مشروطیت شرکت کرده و از نزدیک تحولات و فراز و نشیب های آن را درک کرده بود.

او پس از مدتی از کار روزنامه نگاری کنار رفته و به جمع دیوانیان و دولتیان می پیوندد. خدمات شایان او در سمت های مختلفش، به اندازه ای بود که در سال ۱۳۲۸ و به هنگام تشکیل نخستین دوره مجلس سنا، شاه را قانع سازد تا او را جزو سناتورهای انتصابی از گیلان معرفی کند. صرف نظر از این سابقه سیاسی و اداری، عیسی خان سروش با تالیف رمان غیاث خشتمال، یکی از بزرگ ترین و شاید بتوان گفت قله رمان نویسی عصر مشروطیت را به یادگار گذاشت.

غیاث خشتمال نام شخصیتی از میانه مردم است که در دوره شاه عباس زندگانی کرده و بر حسب تصادف زندگی اش دگرگون شده همسری متمول پیدا کرده، و به همین جهت دچار مشکلات فراوان می شود رمان شرح کاملی از مناسبات عصر شاه عباس است و نویسنده در تمجید از اصلاحات شاه، لحظه ای غفلت نورزیده است. نه تنها شاه، بلکه در میانه دعوی ملانمایان و علمای اصیل و راستین، تمجید او از این دسته از علما و به ویژه شیخ بهایی، صفحات زیادی از کتاب را به خود اختصاص داده است. از این کتاب و جایگاه آن در رمان نویسی ایرانیان در عصر مشروطیت، در کتاب نخست این مجموعه به اندازه کافی سخن گفته شد و در ادامه می باید به قرائت این اثر بزرگ ادبی پرداخت.

اما در انتساب این رمان به عیسی سروش ابهاماتی وجود دارد که به مراجعه به کتاب توضیحات آقای کوهستانی نژاد را خواهید خواند.

قسمتی از متن رمان غیاث خشتمال

در قصبه لنجان چند فرسخی اصفهان مرد خشتمالی الیاس نام سکونت داشت که به سعی بازو، وجه کفافی حاصل و به صعوبت معیشت می کرد و نظر به بزرگی روح و غنای طبع از زندگانی پر از زجر و زحمت خود خوشوقت و شاکر و خم کردن گردن را پیش دو نان از بهر دو نان، دون مناعت فطری خود می دانست:

هر که نان از عمل خویش خورد          منت از حاتم طایی نبرد

با اینکه چند بار برای او پاهای خوب افتاده و بخت مساعد به او رو کرده بود و به سهولت می توانست خویشتن را آسموده نماید اعتنا به آن عوالم نکرده و دست از شغل و پیشه و زندگانی حقیرانه خود برنداشت.

با وجود بینایی رو سیه باد چو ماه      گر قبول فیض خورشید بلند اختر کنم

چون مردی راستگو و پرهیزگار و در عالم خود نسبت به ابنای نوع، مشفق و مهربان بود همه اهل قصبه او را دوست داشتند و اگر احتیاج به خشت پیدا می کردند جز به او به کس دیگیر رجوع نمی نمودند رفته رفته صحت امانت و حسن عمل او به قصبات مجاور منتشر شده و رجوعات اهالی آنجاها نیز به عهدة او محول گشت با مشتری زیاد و کثرت بار چون معبل و خبیر بود و حتی المقدور از اشخاص فقیرتر ار خود دستگیری می کرد بی اندازه پریشان و آه نداشت که با ناله سودا کند. پس از شصت و اندی سال زندگانی بالاخره شیشه عمرش به سنگ  خورده و در بستر بیماری افتاد…

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “معرفی رمان غیاث خشتمال از مجموعه ادبیات عصر مشروطیت”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *