مقالات تاریخ یاد-7

چکیده:مقاله ای از شریعت سنگلجی پیرامون مسائل اعتقادی و مذهبی سال ۱۳۰۴

بسم الله الرحمن الرحیم

افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها

مکتوبی به توسط پست شهری آمد در مندرجاتش مرقوم رفته بود که شما روحانیون دعوی می نمائید که خداوند در قرآن کریمش بیان فرموده که لارطب ولا. یابس الا فی کتاب مبین ای علمای روحانی بیان نمائید که در کدام موضع از قرآن تقسیم دائره را سیصد و شصت درجه نموده و بعد شروع به کلماتی که قابل ذکر نیست بعد از قرائت مکتوب بر خود فرض عین دانسته که حل این شبهه را بنمایم تا تبصره و تذکره اخوان مومنین بوده باشد و حل این شبهه و شبهات دیگر راجع به قرآن مجید فهمیده نمی شود مگر به دانستن مطالب چندی و آن است که اول باید دانست که انسان در چه درجه علم محتاج رسالت و نبی است و مقام نبوت و رسالت چه مقامی است پس بدان علومی که بشر محتاج است در زندگانی چند قسم است اول علومی است که بشر در  آن علوم شبح نحو احتیاج به علمی ندارد و در اول مرتبه رشد و تمیز می تواند تحصیل کند و آن علم به محسوسات است مثلاً در دانستن اینکه فلان جسم سیاه است یا سفید یا فلان طعام شیرین است یا ترش یا فلان صوت مطبوع طبع است یا نه یا فلان دریا هست یا نیست در این نحو از علم حواس ظاهره انسانی کفایت می کند در تحصیل آن محتاج به زحمت است می تواند عقول بشریه به کنه حسن و قبح و خیر و شر امور برخورد و جهت آن است که عقول بشریهگرفتار حجب و طلسمات چندی است که کسی را میسر نمی شود رفع این حجب تا زمانی که نفس مشغول به تدبیر بدن و زندگانی دنیاست الا من اتی الله به قلب سلیم و اصول حجب و به طلسم ها چند قسم است اول طلسم و حجاب طبیعت است تا زمانی که طبیعت و احکام آن بر انسان حاکم است عقل سلطنت ندارد مثلاً یکی از احکام طبیعت شهوت است شخصی که شهوت بر او حاکم است در هر قضیه که وارد می شود بر طبق شهوت قضیه را حل می کند و هر چه مطابق شهوت اوست حسن و هر چه مخالف شهوت است قبیح و همچنین شخص هر عملی که موافق و ملایم است از فحش و ضرب و قیل ممدوح و حسن می دانند بلکه فخر هم می کند و غیر او را قبح پس عقل معقول به قال شهوت و غضب قضایا را غلط محاکمه می کند نه مصلحت خود را می داند نه مصلحت جامعه و نوع را دوم طلسم و حجاب است که بر تمام بشر حاکم است و هر شخص و صنف و نوع از بشر عادات خود و قوم خود را حسن و عادات دیگری را قبیح می داند. مثلاً یکی از عادات عرب در جاهلیت عقل نبی و نفس مقدسش خاکم نیست اگر بنا بود احکام صادره از مقام رسالت به عقل رسول بود آن هم بی فایده و نفع بر او مترتب نبود پس هر چه نبی می گوید به وحی و الهام می گوید و ماینطق عن الهوی ان هو الا وحی یوحی اشاره به این معنی است  دیگر تردیدی نماند بر اینکه بشر در این قسم از علوم محتاج به نبی است و ناچار است بشر بر اطاعت قوانین الهیه از مسعد مشقی و خیر و شر تا سبب عمارت نشانین و آبادانی موطنین گردد پس آنچه باید سلسله رسل سلام الله علیهم بیان کنند و از برای مردم بیاورند این نحو از علوم است و شغل رسل اولاً و بالغات تکمیل نفوس است هو الذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم ایاته و یزکیهم و یعلم الکتاب و الحکمه و باید سلسله رسل سلام الله علیهم اصلاح جامعه بشری و تامین دنیا و آخرت مردم کنند وقتی که فهمیدیم غرض از بعثت رسل چیست دیگر اعتراض نمی کنیم که چرا قرآن تقسیم دائرخ ننموده نزول قران از رای شفای امراض روحیه است و کتب نفوس است نه کتاب ریاضی و طبیعی و تنزل من القران

ادامه دارد

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “مقالات تاریخ یاد-۷”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *