گزارشی از فعالیت خیریه کمیته‎های یهودی در ایران، قفقاز و روسیه در اواخر جنگ جهانی اول (یک قرن قبل)

جنگ جهانی اول تاثیر بسیار دگرگون کننده‎ای در جغرافیای سیاسی جهان و به ویژه جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه، باقی گذارد. فروپاشی امپراتوری عثمانی، شکل‎گیری و تشکیل کشورهای متعدد مهمترین تغییرات در جغرافیای سیاسی منطقه بود. تغییرات مذکور معمولا همراه با وقایع جنگ های بسیار شدیدی در منطقه انجام شد که پیامدهای بسیار غم‎انگیزی را به دنبال داشت. در زمانه‎ای که قحطی عظیم سال‎های ۱۹۱۷- ۱۹۱۹ از یک سو و شیوع بیماری‎های مهلک واگیردار از سوی دیگر، توده‎های انبوهی از اجساد انسان‎های فقیر و گرسنه را از پی خود باقی می‎گذاشت، جنگ‎های مهیب میان قوای متخاصم در جنگ (روسیه، بریتانیا، عثمانی) و نیز جنگ‎های میان قوای استقلال‎طلب اقوام گوناگون که برای کسب استقلال ملی مبارزه می‎کردند، انبوهی ویرانه‎ها و تل‎هایی از اجساد مبارزین و سربازان و جنگجویان را در مناطق مختلف از قفقاز شمالی گرفته تا یمن، از سواحل دریای مدیترانه گرفته تا هندوستان و از آسیای میانه گرفته تا مکران و بلوچستان به وجود آورد. در چنین شرایط بازماندگان و توانگران بسیاری بودند که آستین همت بالا زده و تلاش کردند با کمک‎های خیریه خود، مرهمی بر زخم‎های بی‎پایان مردم آن نواحی و سرزمین‎ها بگذارند. برای آشنائی با آن گونه فعالیت‎ها، مروری بر نامه ذیل که نویسنده و مخاطب آن از یهودیان ساکن تهران است، مناسب می‎باشد. نامه مزبور در حدود یکصد سال پیش نوشته شده  است و در آن اطلاعات جالبی از فعالیت کمیته‎های خیریه یهودیان در ایران، قفقاز و روسیه وجود دارد.

                                                                 مسعود کوهستانی نژاد

 

                                         عزیزالله خان سوفر بخواند

«چون به موجب مراسله و وکالتی که از طرف کمیته کلیمی‎های بادکوبه به اینجانب رسیده بود که همت گماشته از کلیمی‎های تهران برای کلیمی‎های غارت زده ارومیه اعانه جمع‎آوری نمائیم، لذا بر حسب وکالت و مقتضیات انسانیت و حقیقت نوع‎پرستی خود، به این امر خیر اقدام نموده، عازم شدیم.

بعد از مذاکرات و قرارداد با کمیتة یعقوبیة تهران، شروع به [انجام] وظایف خود نمودم و به معیت دو نفر از اجزاء کمیته مزبوره در سرای امیر [بازار تهران] نزد چند نفر رفته و مطالبی را که قبلا به آنها پیشنهاد شده بود، اظهار داشتم. تماما متفق‎الکلمه گفتند اول باید آقای عزیزالله‎خان سوفر در این امر اعانه مبادرت نمایند. چون آقایان مشارالیه را شخص بزرگ‎منش و نوع‎پرور و تربیت شده‎تر از خود فرض کردند. غافل از اینکه (بر عکس نهند نام زنگی کافور)

در هر حال عزیزالله‎خان را ملاقات و مطالب اظهار شد. گفتند فردا ساعت نه حاضر شوید تا مساعدتی نمایم. بعد از امرار وقت و طفره‎های پی در پی بالاخره وقتی وارد بر او شدیم، دیدیم که مشارالیه با یک تکبر و تبختری با من سلوک و رفتار نمود. در صورتی که من از پطروگراد [استالین‎گراد بعدی] از طرف یک کمپانی بسیار محترمی به ریاست چند شعبه اداره منصوب شدم و ابدا احتیاجی به ذی‎حیاتی ندارم و محض خدمت به نوع به این امر اقدام نمودم. در همچو وقتی که شما اگر حس انسانیت داشته باشید، برای نوع‎پروری باید در این امر به یکدیگر سبقت جسته و همت کنید، آیا بر حسب وجدان سزاوار است آن کسی را که با جد و جهد تمام اقدام به این امر خطیر نموده، او را مساعت نکرده و توهین نمائید؟ خیر چنین نیست.

      تو کز محنت دیگران بی غمی                                                  نشاید که نامت نهاند آدمی

                                                                                        داوید اپشطین»

همچنین ر.ک: بست‎نشینی مسلمانان در معبد یهودیان همدان برای اعتراض به اعمال حاکم شهر و کمک یهودیان به آنها در زمان ناصرالدین‎شاه

برای مطالعه بیشتر همچنین ر.ک: گزارشی از فعالیت میسیونرهای مذهبی و خیریه آمریکائی و  فرانسوی در ارومیه در سال ۱۳۰۲/ ۱۹۲۳

تگ ها

همچنین شاید اینها نیز مورد پسند شما باشند

0 دیدگاه در “گزارشی از فعالیت خیریه کمیته‎های یهودی در ایران، قفقاز و روسیه در اواخر جنگ جهانی اول (یک قرن قبل)”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *